فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
69
كليات ( فارسى )
مفضل فاضل پناه عالم عالمنواز * مكمل كامل صفات عالى عالىجناب 60 پرسى اگر در جهان كيست امام الامام ؟ * نشنوى از آسمان جز زكريا جواب نيستى ار مستحيل از پس آل رسول * آمدى از حق يقين وحى به دو صد كتاب در نظر همتش هر دو جهان نيمجو * در كف دريا و شش هفت فلك يك حباب سالك مسلوك را در بر او بازگشت * طالب مطلوب را از در او فتح باب سدهء اقبال او قبلهء اهل ثواب * كعبهء افضال او مامن اهل العقاب 65 نظرة انعامه روح قلوب الصدور * تربت اقدامه كحل عيون النقاب اى به تو روشن جهان ذره چه گويد ثنا ؟ * خاطر من شبپره مدح تو خورشيد تاب پيش سليمان چو مور تحفهاى آرم ملخ * مجلس داود را نغمه طنين ذباب خاك درت را از آن دردسرى مىدهم * بو كه دهد بوى او درد دلم را گلاب چنگ بفتراك تو زان زدهام بندهوار * تا كنيم روز عرض با خدمت همركاب 70 در كنف لطف تو برده عراقى پناه * درگه رحمان بود عاجز كان را مآب گر شنود مصطفى مدحت حسان تو * گويدم احسنت قد جرت كنوز الصواب باد بانفاس تو زنده دل عاشقان * تا بود انفاس خلق در دو جهان بىحساب چاكر درگاه تو اهل سما چون ملوك * خاك كف پاى تو اهل زمين چون تراب در مدح شيخ عزيز الدين محمد الحاجى 1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16 اگر وقت سحر بادى ز كوى يار درجنبد * دل بيمار مشتاقان ز هر سو زار درجنبد 75 ور از زلفش صبا بويى بكوى بيدلان آرد * ز هر كويى دو صد بيدل روان افگار درجنبد ز باد كوى او در دم دل رنجور جان يابد * ز ياد روى او هر دم دل بيمار درجنبد چو بينى جنبش عاشق مشو منكر كه عشق او * دلى را چون بجنباند تنش ناچار درجنبد چو از باد هوا دريا بجنبد بس عجب نبود * كزان باد هواى او دل ابرار درجنبد ولى چون ديدهء منكر نبيند ديدهء باطن * ز ظاهر جنبشى بيند دلش زان كار درجنبد 80